عضویت     ورود  میراب - حامی منابع خدادادی سرزمین طلای سبز پنجشنبه، 18 شهريور ماه ، 1389

منوي سايت
icon_home.gif صفحه اول
folder_add.gif عموميShow/Hide content
· تالارگفتمان
· دريافت فايل
· گالري تصاوير
· نسخه چاپي
folder_add.gif امكاناتShow/Hide content
· موضوعات اخبار
· ارسال خبر
· تقويم
· فروشگاه آنلاين
· تبليغات
· پيغام كوتاه
· گروه هاي كاربري
· دوستان
· آگهي ها
folder_add.gif محتواShow/Hide content
· مقالات
· فرهنگ نامه
· نقدنامه
· بخش هاي برتر
· مقالات آموزشي
· نظرسنجي
· عضويت خبرنامه
· لينكستان
· آرشيو مطالب
folder_add.gif اطلاعاتShow/Hide content
· معرفي به دوستان
· آمارسايت
· جست وجو
· وبلاگ كاربران
· كنترول پنل كاربري
· پيغام خصوصي
· پروژه ها
· تماس باما
· پرسش هاي متداول
· تحقيقات پروژه
· همكاران سايت
· ليست اعضا
folder_add.gif ابزارهاShow/Hide content
· درخواست ممنوعيت
· ابزار وب
· گالري قالب
· درخواست پروژه
folder_add.gif ديگرShow/Hide content
· دوستان
· بخش هاي برتر
· نقشه سايت
· Future Nuke
· Techgfx
· PlatinumMods
· AFAGH

folder_add.gif مديريتShow/Hide content
· Admin Login


دیکشنری



Powered by etabriz.com


دريافت فايل
مجموع فايل ها: 1
مجموع شاخه ها: 1
مجموع دريافتي ها: 10
حجم كل فايل ها: 204.10 KB

فايل هاي جديد
01: تست فايل
[دفعات بازديد: 10]

فايل هاي برتر
01: تست فايل
[Hits: 10]


پيغام كوتاه
آرشيو پيغامها   
 


اسكن ويروس آنلاين رایانه


تبليغات
سایت علمی - فرهنگی - تخصصی انجمن میرآب



8 / 8 / 88


میلاد با سعادت
هشتمین امام شیعیان در هشتمین روز هشتمین ماه هشتمین سال هشتمین دهه قرن سیزدهم خورشیدی
 بر همه شیعیان جهان و
دوستداران اهلبیت تبریک و تهنیت باد

8 / 8 / 8 8 یک روز به یادماندنی

{حتما ادامه مطلب را بخوانید}


8 / 8 / 8 8 یک روز به یادماندنی


 

اعداد و ارقام در هر فرهنگ و مليتي ممكن است يك معناي متفاوت داشته باشند، گرچه تقريبا در همه كشورهاي دنيا روي عدد 13 اتفاق نظر نسبي وجود دارد و آن را نحس ميدانند اما هميشه اين وحدت وجود ندارد، براي مثال در كشورهايي مانند ژاپن و كره اين عدد چهار است كه نحس است. تلفظ عدد «چهار» در زبان ژاپني همانند تلفظ كلمه «مرگ» (شي) در اين زبان است و به همين دليل ژاپنيها عدد چهار را نحس ميشمارند. اكثر هتلهاي ژاپن هم يا سه ستاره هستند يا پنج ستاره و شما در ژاپن به ندرت ممكن است هتل چهار ستاره ببينيد. جالبتر اينكه در هتلهاي اين كشور اتاق شماره چهار وجود ندارد.

اما در مورد اعدادي كه ممكن است خوش يمن باشند نيز ميتوان سخن گفت، چينيها عدد هشت را بسيار دوست دارند آنها تمام تلاششان را كردند كه المپيك پكن را در ساعت 8 و 8 دقيقه روز 8/8/2008 رسما افتتاح كنند، اما ريشه اين علاقه به عدد 8 از كجا ميآيد؟ در چين عدد شانس مردم «هشت» است. در زبان چيني عدد 8 را «فا» ميخوانند كه تلفظ آن شبيه كلمه «فه آ» به معناي شانس و اقبال است. علاوه بر اين اعداد و تاريخهايي كه به هم شباهت دارند براي چينيها جذاب هستند. روز 18 سپتامبر براي شروع تجارت جديد زمان مناسبي است چرا كه عبارتي كه در زبان چيني براي اين تاريخ وجود دارد شبيه عبارتي است كه به معناي «سريع پولدار شو» تلفظ ميشود.

در فرهنگ ايراني هم براي عدد هفت احترام خاصي قائل بوده و هستند، هفت آسمان، هفت اورنگ، هفت شهر عشق، هفت طبقه بهشت، هفتسين و... را ميتوان نام برد، عجيب اينكه از اصطلاح هفت براي هفت قلم آرايش يا حتي نوعي ترشي به نام هفت بيجار هم استفاده ميشود.

اما سخن امروز ما در مورد عدد هشت است، عادل فردوسيپور در اولين برنامه 90 بعد از بازي استقلال- پرسپولیس گفت: شش بازی اين دو تيم با نتيجه مساوي 1-1 از نظر رياضي امكان ندارد حالا به نظر شما قرار گرفتن روز ميلاد امام هشتم شيعيان حضرت امام رضا(ع) در روز 8 / 8 / 88  را ميتوان با منطق بشري قياس كرد؟ ميتوان با عدد و رقم و رياضي اين كار را كرد؟ اين اتفاق امسال رخ داده است، چيزي كه بيشتر به يك معجزه شبيه است. كافيست به تقويم روميزيتان يا سررسيدي كه داريد نگاه كنيد، باور كردني نيست، در روز جمعه 8/8/ 1388 برابر با 11 ذيقعده 1430 هجري قمري اين گونه نوشته شده است: ولادت امام رضا(ع) 148 هجري قمري!

حتما يه حكمتي داره!

ايرانيان عاشقانه ضامن آهو را دوست دارند، با آنكه سراسر اين كشور چهار فصل، جاذبههاي وسوسه انگيزي براي مسافرت دارد اما هر ايراني به محض آنكه فرصتي پيش بيايد دلش پر ميكشد به سوي گنبد طلايي شاه خراسان، هر ساله بخصوص در فصل تابستان چنان جمعيتي به سوي شهر مشهد به نيت زيارت امام رضا(ع) به راه ميافتد كه هتلداران براي خيل عظيمي از آنها جا ندارند، عدهاي در خانههاي استيجاري ساكن ميشوند، برخي عليرغم گرماي هواي تابستان در پاركها و گوشه و كنار خيابان چادر ميزنند، كسي گله نميكند، اينجا مقصد زيارت است، هدف نشستن در گوشهاي از خلوت حرم و زمزمه كردن درد و شوقي كه در دل دارند.

اميرهاشمي با لهجه غليظ و گرم جنوبيها ميگويد: «من جنوبي هستم، از مسجدسليمان آمديم زيارت، خيلي راه دوره اما خب نميشه ايراني باشي و نيايي امام رضا(ع)، اينجا آدم خودشه و امامش، هيچكي اين وسط نيست، هر چي تو دلم بود كه به هيچكي نم تونستم بگم بهش گفتم، حاجتم رو ازش خواستم، ميدونم هر چي خير و صلاح باشه همون ميشه، آقا بد برا كسي نميخواد.»

او با خنده و شوخي نگفت كه حاجتش چيست، 26 ساله است و حدس زدن چيزي را كه در كنج دلش پنهان كرده، كار دشواري نيست، ميگويد:«والا من همون روزاي اول سال، تو تقويم ديدم تولد آقا 8/8/88 شده، خيلي عجيبه، آدم تو كار خدا ميمونه حتما يه حكمتي توشه، من هر وقت ميام امام رضا(ع)تو برگشت خيلي سبك ميشم، انگار بار از دلم برداشته ميشه، امام رضا(ع)سايهاش رو سر مردم ماست.» امسال هم قرار است 6 آبانماه به مشهد بروم تا هشتم آنجا باشم 8/8/88 تولد امام هشتم شيعيان...

جشن و سرور در 8/8/88

- خب چرا دستدست ميكني پسرم؟ درست نيست اين خانواده رو اينقدر معطل نگهداريم، الان شش ماهه عقد كردين، خودتون گفتين كه نميخوايد يه ماه بيشتر عقد بمونيد، من سر از كارتون درنميارم، تو بهار گفتي حالا صبر كن تابستون بشه سرمون خلوت ميشه، تو تابستون گفتي بذار ماه رمضون تموم بشه، تو مهر گفتي بذار هوا خنك بشه، بابا مگه ميخوايم بريم جنگ؟

ياسين ميگويد اين حرفا رو بابام همين يه هفته پيش زد، بنده خدا كلافه شده بود، من ميخواستم غافلگيرش كنم، تالار رو از شش ماه قبل رزرو كرديم، حتي كارتاي عروسي رو هم آماده كرديم اون خبر نداشت، بابام بازنشسته است، من و مهسا روز جشن رو انتخاب كرديم، 8/8/88 تولد امام رضا(ع)! باور كنيد بابا رو هيچوقت اينقدر خوشحال نديده بودم، قبلا يكي، دوباري سر خرج و مخارج با هم اختلاف نظر داشتيم، حالا كه شنيد ميخوايم اين كار رو بكنيم گفت: خرج تالار رو ميده، قربونش برم امام رضا(ع)كه همه جور هواي عاشقاش رو داره، كفگيرم خورده بود ته ديگ!

اين تنها داستان ياسين و مهسا نيست، بسياري از جوانها مدتهاست دست نگه داشتهاند تا در اين روز به خانه بخت بروند، مدير تالار... ميگويد: من مشتري دارم كه از همون هفته اول عيد 8/8/88 رو واسه مراسمش رزرو كرد، يعني همين كه تقويم اومد تو دست مردم و اين روز رو ديدن، خيليها اين روز رو انتخاب كردن، تا حالا خيلي كم سابقه داشته جشن عروسي تو روز داشته باشيم، يعني به جاي شام عروسي، ناهار بدن، ولي چون روز جمعه است اون روز و ديگه كسي مشكل كاري نداره، يه زوج واسه ظهر تالار رو رزرو كردن، يكي از دوستاي ما كه تالار داره ميگه بعضيها حتي حاضر شدن واسه جشن بعد از 12 بيان تالار.

به حرمت ضامن آهو...

گرچه زندگي ماشيني باعث شده است كه هر كسي، سرش را توي لاك خودش ببرد و كاري به كار كس ديگر نداشته باشد و با گفتن «اين مشكل خودشه» از همدردي با هم دريغ شوند اما هنوز آدمهايي هستند كه براي رفع و رجوع كينهها و كدورتها پا پيش ميگذارند و حتي با آنكه ممكن است تلخي و تندي و بي‌‌احترامي ببينند اما مشتاق به زدودن كينهها از دل آدمها هستند. آقاي رضواني يكي از اين دست آدمهاست، با آنكه برف پيري، موهاي سرش را يكدست سفيد كرده است اما خودش ميگويد: «از پيري نيست، از غصه اين آدماست عمو! دل بعضيها پر از كينه است، ميخوان كينه رو حتي شده تا تو قبر با خودشون ببرن، آخه چرا؟.» او بي‌‌مزد و منت اين كار را ميكند و ميگويد: برادرزادهام بهم ميگه عمو جوشكار! ميگه من جوشكار دل آدمام! ولي دل آدما رو خدا جوش ميده به هم، من وسيلهام، خيليها رو با هم آشتي دادم، دو تا داداش بودن سر ارث و ميراث دعواشون شده بود يكي زده بود چشم اون يكي رو ناقص كرده بود، بيست و سه سال با هم دشمني ميكردن، شش ماه نشستم زير پاشون، آخرش خداشاهده با خرج خودم بردمشون مشهد پابوس امام رضا(ع)، قربون كرمش برم كه دلهاشون رو صاف كرد، اونجا آشتيشون داديم رفتن سر زندگيشون، الان هم چهار ساله نه من ميدونم كجان، نه اونا سراغ منو ميگيرن، گله نميكنم شكر خدا همين كه آشتي كردن خوبه، خوشحالم ميكنه.

رضواني ميگويد: الان زوجهاي جوان كمتر به وساطت بزرگترها گوش ميدهند، «زود ميگن ميريم دادگاه قانون مشخص ميكنه!» او براي روز تولد امام رضا(ع)باز برنامه دارد كه پسر و پدري را با هم آَشتي بدهد، «اين حاج مالك، كنار حجره ما يه دهنه مغازه كوچيك داره، پسرش سه سال پيش يه دختري رو ميخواست حاجي قبول نكرد، پسره گوش نداد و رفت اونو گرفت و الان يه دختر سه ماهه هم داره، حاج مالك عاقش كرد، نه تو مجلس خواستگاريش رفت، نه عروسي نه حتي وقتي نوه اش به دنيا اومد، خيلي دلش پره، پسره پيغام پسغام داده، دلش پيش باباشه، هر چي باشه اون باباشه، حاجي خيلي شاكيه ميگه تو بازار آبروش رفته، ميگه اون پسر نوحه اين كار رو كرده، حالا داريم با كمك يكي، دو تا ريش سفيد ديگه برنامه ميريزيم اينا رو روز تولد امام رضا(ع) آشتي بديم، ايشالا درست ميشه، حاجي خيلي به ضامن آهو ارادت داره، ميخوايم به اين روز مقدس قسمش بديم از سر تقصير پسرش بگذره، آخه دل جاي كينه نيست به مولا!.»

حاجت همه رو بده يا ثامنالحجج!

 نوشته زير را از «وبلاگ زندگي من» در اينترنت بي‌‌هيچ كم و كاستي نقل ميكنيم:

«ساعت چهار بعدازظهر بود، داشتم كارهايم را تمام ميكردم كه زودتر برم خونه، به همسرم زنگ زدم و گفتم امشب كيك درست ميكني يا بخرم!

- نميخواد بخري، خودم درست ميكنم.

 اين جوري بهتر شد. ميخوام شب تولد امام رضا(ع) خودت كيك درستكني كه بدونه به يادش هستيم و تو خونمون يه جشن دو نفري گرفتيم. (با بغض ادامه داد) ميشه روي كيك عكس يه بچهباشه! يا يه چيزي كه مربوط به بچه هست!

- براي چي!!

- ميخوام امام رضا(ع)بدونه كه هنوز جوابمون را نداده. هنوز منتظريم. آخه تا كي؟

ـ معلومه چي داري ميگي؟ امروز حسابي قاط زدي! (صداي گريهاش بلند شد). عزيزم چرا داري اينجور ميكني؟ درسته كه 14 ماهه بچه ميخواهيم ولي هنوز دكتري ما را نااميد نكرده. ما كه مشكلي نداريم. حتما به خير و صلاحمون نبوده كه هنوز بچهدار نشديم.

- آخه تا كي بايد تو كوچه و خيابان، با نگاهمون اونايي را كه بچه بغل هستند بدرقه كنيم. تا كي بايد حسرت اونايي را بخوريم كه دست در دست بچهشون قدم ميزنن.

- خواهش ميكنم، بس كن. تو رو خدا آرامش منو بهم نزن. تازه چند ماهي هست كه آروم شدم، ديگه به اين مسئله فكر نميكنم. بيتابي هيچ فايدهاي نداره. امشب از جدت بخواه. بخواه كه هيچ كس را منتظر نذاره. من ديگه بايد بيام خونه، كاري نداري. خداحافظ.

 حرفهاي همسرم حسابي داغونم كرد. تا حالا راجع به بچهاينجوري حرف نزده بود. تا رسيدم خونه سريع يه دوش گرفتم. بعد مشغول درست كردن كيك شدم. نميدونم چرا از اولي كه شروع به كار كردم تا آخر فقط اشك ريختم. جاتون خالي كيك خوشمزهاي شده بود. كيك شير. بعد هم كيك را به شكل پيشبند نوزاد تزئين كردم. خيلي قشنگ شده بود. همسرم اصلا باور نميكرد كه اين كيك را خودم درست كرده باشم. قبل از خوردن هم كلي عكس و فيلم گرفت و توي فيلم كلي با امامرضا و بچهنيومده حرف زد. به خاطر سردرد بعد از خوردن كيك رفت خوابيد. من هم تلويزيون را روشن كردم. شبكه يك ارتباط مستقيم با مشهد بود. دست خودم نبود. سيل اشك روي صورتم جاري بود. نميدونم اين اشكها از كجا ميآمد. زير لب اسم تكتك دوستانم را بردم و از مولود اون شب عزيز خواستم كه خيلي زود همشون را حاجت روا كند.

حرف آخر

حتما در آلبوم عكس بسياري از پدرها و مادرهاي ما عكسي از آنها را ديدهايد كه كنار پردهاي ايستاده‌‌اند و عكس گرفتهاند، خودشان هم ميدانند كه آن پرده ضريح نيست و تنها يك نقاشي است اما هر بار كه آن را نگاه ميكنند، ناخودآگاه دستشان را ميكشند روي عكس و شايد خاطرهاي از آن زيارت را براي چندمين بار مرور ميكنند، در طاقچه خيليها هم علاوه بر قرآن كريم و ديوان حافظ عكسي از حرم امام رضا(ع) است، عدهاي داخل مغازه يا حتي روي وسيله نقليهشان نام مبارك او را نوشتهاند، حتي ستارههاي ورزشي كه در اوج قلههاي شهرت و ثروت به سر ميبرند، ارادت خود را به اين امام عزيز نشان ميدهند، غلامرضا تختي؛ اسطوره تمام تاريخ ايران كه نامش نشان از ارادت قلبي والدينش به ثامنالحجج است، خاكسار آستان او بود، هنوز هم ميشود فوتباليستهايي را ديد كه بعد از گلزني پيراهن ورزشي را بالا ميزنند تا همه ببينند كه زير آن نوشته شده: يا امام رضا(ع). روز 8/8/88 روز ميلاد مبارك هشتمين امام ما شيعيان است، بزرگي كه ضامن آهو شد و بي‌‌گمان در روز محشر ضامن و شفيع دوستدارانش ميشود، اين روز در تقويم ايراني برابر با روز شهادت حسين فهميده نيز هست، نوجواني كه فداكارياش هميشه در ذهن يك ملت باقي ميماند، پدر بزرگوار اين شهيد كه در نزديكي چهار راه مصباح شهر كرج در خانهاي كوچك زندگي ميكند، آنچنان فروتن و مهربان سخن ميگويد كه آدمي بي‌‌اراده به حرمت پدري كه چنين پسري را تربيت كرد، سر احترام فرود ميآورد. اميد است در روز 8/8/88 هر كجاي اين سرزمين گربه شكل هستيم، دلهايمان را با آقا امام رضا(ع) صاف كنيم و خالي از هر كينه و دلخوري دست به سينه بگذاريم و زير لب بگوييم: السلام عليك يا عليبن موسيالرضا(ع).

يا غريب الغربا!

«امام رضا(ع) مال هيچ شهري نيست، مال هر كسي كه دلش پيشش باشه، ما اصالتا بروجردي هستيم، خدابيامرز پدرم دوبار اومده بود زيارت، هميشه تعريف ميكرد، ما بچه بوديم برامون از مشهد سوغاتي آورده بود هنوز شيرينياش زير دندونه، اونوقتا كه ميرفت مشهد و ميشد مشدي، خيليها حسرت ميخوردند، اينجوري نبود كه مردم راحت با قطار سبز و هواپيما و اتوبوس برن زيارت، حالا شكر خدا خيلي خوب شده، من سالي يه بار ميرم زيارت، واقعا امام رضا(ع)غريبالغرباست، آدم ميره تو حرم، بخصوص شبا، خودش يادش ميره، مال و منال يادش ميره، دل نميكنه از حرم.»زن اينها را كه ميگويد، نم اشكي مينشيند توي سياهي چشمهايش، پنجاه سال را پر كرده است، خوشحال است كه تورهاي زيادي براي مشهد رفتن تاسيس شده و مردم ميتوانند حتي با صرف هزينههاي كم بروند زيارت و برگردند، ميگويد: «هر چي از كراماتش بگن كمه، هر چي بنويسن كمه،

من شنيدم يكي از خادمان حرم مطهر گفته: شبي كشيك حرم داشتم، آماده شده بودم تا به حرم بروم با همان حال و هوا در منزل رو به حرم آقا كردم و گفتم: آقا جان اگه كاري باشه در خدمتيم. بعد از انجام كشيك و در حال استراحت، امام رضا(ع) به خوابم آمدند و فرمودند به ترمينال برو، دو جوان سرگردان آنجا هستند، آنها را راهنمايي و پذيرايي كن و در آخر يك پيامي از طرف من به آنها بگو.....خوشحال بودم چون آقا ارادت خالصانه مرا قبول كرده بودند.به ترمينال رفتم و آن دو جوان افسرده و پريشان را پيدا كردم، آنها را به منزل آوردم و براي آنها سنگ تمام گذاشتم. اين دو جوان بعد از سه روز ميخواستند بروند كه به آنها گفتم يك پيام از امام رضا(ع)براتون دارم، آقا فرمودند بهتون بگم: امام رضا(ع)، امام بي‌‌معرفتي نيست. اين دو جوان به زمين افتادند و شروع به گريه كردندواقعيت را از آنها جويا شدم، گفتند: آمديم مشهد هر چه گشتيم با پولمان جاي مناسبي پيدا نكرديم و خسته شده بوديم، در حال برگشت به ترمينال به امام رضا(ع)گفتيم ما زائرت بوديم ولي به ما جا ندادي...»

منبع: خانواده سبز



ارسال شده در مورخه : پنجشنبه، 7 آبان ماه ، 1388 توسط S.Mohammad.Mortezavi

  
لینکهای مرتبط


امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 5
تعداد آراء: 2


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد



انتخاب ها

این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد . مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند . برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .

PHP-Nuke Copyright © 2005 by Francisco Burzi. This is free software, and you may redistribute it under the GPL.
Powered by Platinum 7.6.b.4 v2
Powered by Platinum 7.6.b.4 v2 Persian

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.30 ثانیه